دانلود نمایش نامه کودک نو رسيده نمايشنامه عروسكي ۵ ص در قالب word
يك مداد سياه پير با عصا و كلاه و ريش و سبيل: بچهها سلام حالتون چطور است؟ دماغتون چاق است. خوب، خدا را شكر ما مداد رنگيها هم خوب هستيم. آهان ببخشيد يادم رفت خودم را برايتان معرفي كنم. من مداد سيا پدربزرگ همه مدادهاي دنيا هستم. ميخواهم برايتان از مداد سبز بگويم. چند سال پيش مداد سبز كوچكترين مداد شهر، مداد رنگيها بود. پدرش مداد زرد و مادرش مداد آبي بود. (موسيقي) (فلاش بك به گذشته). مداد زرد: از صبح تا حالا دارم كار ميكنم. آبي: البته مداد سرمهاي و بنفش هم خيلي كمك كردند. اگر برادرهاي من نبودند حالا حالاها بايد كار ميكرديم. مداد زرد: ولي جامدادي قشنگي شده. يك آشپزخانه كه پنجرهاش به سوي شهر نقاشيها باز ميشود. يك اتاق خواب با يك عالمه اسباببازي براي پسر كوچولوي عزيزم سبز. يك هال و پذيرايي كوچك با پردههاي هفت رنگ. )صداي گريه سبز( آبي (به سمت اتاق خواب ميرود و سبز را بغل ميكند): واي الهي مامان فدات شود.
برچسب های مهم
اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.
ایجاد وب سایت یا